آتش زد
حرص عجیبی داشت برای جمع کردن عکس های من حالا که آتشی بپا کرده مرادش را پی بردم
تو یادت نیست ولی من خوب یادم هست . . . برای با تو بودن دلی را به دریا زدم که از آب هم وحشت داشت.
با آمدنش معشوقان امروزی روبرویش خواهند ایستاد که چرا عاشقان ما عاشقت شدند!!؟
یارانش شهید شدن تا فردای بی حسین را نبینند… . . . و منی که تمام روزهایم بی توست وزنده ام چگونه خودم را در حلقۀ تو و اصحاب ببینمn
قلوبهم معک سیوفهم علیک آنان که دوستش داشتند او را کشتند و آنان که عاشقش بودن برای حسین کشته شدند
هَدَر یعنی محبت به بی وفا!
سیاسی می نویسم شاید فراموشت کنم و الا من دلزده از سیاست را چه به این حرفها!
کسی دوستم داشتدیگر ندارد. به درک مال همین جاهاست!