دلزده از سیاست
سیاسی می نویسم
شاید فراموشت کنم
و الا من دلزده از سیاست را
چه به این حرفها!
سیاسی می نویسم
شاید فراموشت کنم
و الا من دلزده از سیاست را
چه به این حرفها!
چادر نماز سفیدش پشت در سیاه شد! و این سیاهی چادر ارثیۀ مادرت زهراست…
دیروز کسی را به جرم بی پولی نه گفتی… امروز حسرت بخور برای بله ایی بر سر سفره عقد!
گازش زده بودند و رها گوشه ایی افتاده بود داستان این سیب گاز خورده داستان تلخ دختر همسایه است.
عاشورا گفت مرا وقتی در غیبت خود را نساخته باشی ظهور را می کنی قتلگاه امام!
دیروز حسن را به جنگ و امروز حسین را به صلح دعوت می کنند. . . آری آنان که برای رهبرشان تعیین تکلیف می کنند از جنس کوفیان اند!