دل بستن
دل بستن به این و آن
حماقت تکراری من است.
.
.
.
بعد تو فهمیدم
nدل برای کندن بنا شده استn
نه بستن!
دل بستن به این و آن
حماقت تکراری من است.
بعد تو فهمیدم
سجاده یعنی پایت از گلیم خود درازتر نکن!
نگو کفن! دارند تو را کادو می گیرند برای خدا!
نترسیدن از خدا کفاره اش ترسیدن از همه چیز است!
هنوز دعایمان بوی امتحان خدا می دهد . . چرا باید یک دنیا تردید ما را بله بگوید خدا؟!
چرا کوه طور؟ موسی جان روی نیزه ها هم می شود با خدا حرف زد! گوش کن این سر حسین است…! مشغول راز و نیاز…!