کابوس
دیروز ندیدن تو
امروز دیدنت
کابوس است.
دیروز ندیدن تو
امروز دیدنت
کابوس است.
شب دومی که میرفتم قبرستان تخت فولاد ساعت از نیمه شب گذشته بود که خودم را رساندم وسط قبرها وقتی اطرافم رامشاهده کردم بیابانی بود پر ازسنگ قبر که برایم…
خیانت تو انتقام خدا بود… . . . حالا کمی فهمیده ام خدا از دیدن من با غیر خودش چه زجری کشیده است!
من یار مهربان نیستم ببوسیم بگزاری ام یک گوشه خاک بخورم
فاطمیه ها صدای حضرت فاطمه را می شنوم که نیمه های شب درب خانه دلم را می زند تا برای یاری علی قدمی بردارم