از دوست داشتن تا عاشق بودن
قلوبهم معک سیوفهم علیک
آنان که دوستش داشتند او را کشتند
و آنان که عاشقش بودن
برای حسین کشته شدند
قلوبهم معک سیوفهم علیک
آنان که دوستش داشتند او را کشتند
و آنان که عاشقش بودن
برای حسین کشته شدند
پای سفره افطار خدا می گوید “خب ،روزه دارها حالا وقتش شده بخواهید از من؟ درخواست کنید” یکی می گوید “آن خرما را بده” دیگری شیر و ان دیگری ظرف آش را… کسی اصلا…
میان عاشق و معشوق رمزیست چ داند آنکه اُشتر می چراند
حسین پای شعار مرگ بر یزید شهید شد حالا این ما و این مرگ بر آمریکا….
قضای نماز یعنی خدا هنوز منتظر حرفهایمان نشسته است!
مزه ارتباط به پنهانی بودنش است این را از امر به نماز شب فهمیده ام!
جز ترس از دست دادنت ارمغان این عشق چه بود؟