از کفتر بازی تادختربازی
پسرکانی می بینم که تا دیروز کبوتر باز بودند و سگ باز! حالا این روزها دختربازی می کنند! چه بی ارزش شدند این دخترکها…!
باب دل دختر و پسر / دور و ورمون / ریزنوشت
توسط منذرون · Published بهمن ۱۸, ۱۳۹۳ · Last modified اردیبهشت ۱۲, ۱۴۰۳
پسرکانی می بینم که تا دیروز کبوتر باز بودند و سگ باز! حالا این روزها دختربازی می کنند! چه بی ارزش شدند این دخترکها…!
چادر نماز سفیدش پشت در سیاه شد! و این سیاهی چادر ارثیۀ مادرت زهراست…
سگ پشمالو قلادۀ دخترک بدحجاب را گرفته بود و در خیابان ها به این و آن نشان می داد!
آقای مادر! همان دخترک نازی را که شبها با عروسک باربی به رختخواب میفرستادی! حالا شده عروسک باربی رختخواب این و آن!
حضرت عاشورا / دور و ورمون / ریزنوشت
توسط منذرون · Published بهمن ۱۸, ۱۳۹۳ · Last modified اردیبهشت ۱۲, ۱۴۰۳
بنی امیه با چادر مشکل دارند مگر نمی بینی چگونه چادر از سر اهل حرم می کشند عصر عاشورا
باب دل دختر و پسر / دور و ورمون / ریزنوشت
توسط منذرون · Published بهمن ۱۸, ۱۳۹۳ · Last modified اردیبهشت ۱۲, ۱۴۰۳
در خیابان قدم می زند با لبهای سرخ… جای بوسه ی شیطان را می نامند “رژ“
فرمول حل مرگ،شهادت است!
ریزنوشت / پدر خوبی / روز های خاطره
توسط منذرون · Published بهمن ۱۲, ۱۳۹۳ · Last modified فروردین ۶, ۱۴۰۴
معتکف یعنی شهید هنوز که هنوز است عند ربهم یرزقون است.
آدم شدن / او آمد / دور و ورمون / ریزنوشت
توسط منذرون · Published بهمن ۱۲, ۱۳۹۳ · Last modified اردیبهشت ۱, ۱۴۰۳
صدا زدند! او ظهور کرده است و بسوی قدس راهی! نمی آیی؟ گفتم چرا ولی بعد از قضای نمازهای نخوانده ام و بعد ادای حق الناسی که گردنم است و...
هنوز حاضر نیستم از خوابم برای رسیدن به تو بزنم! و ثابت کرد به من این را چهل صبح دعای عهد
بیشتر