نویسنده: منذرون

روایتی از لحظات زنده به گور شدن شهدای غواص ۰

روایتی از لحظات زنده به گور شدن شهدای غواص

تصورش هم زنده به گورم میکند..هوایِ داغِ جنوب..لباسِ تنگ، چسبان و پلاستیکیِ، غواصی..درست تا زیرلبت را محکم پوشانده..دست و پاهای بسته..دراز به دراز، کنارِ رفقایِ جوان، زخمی و ترسیده ات..نمیدانی...

۰

پای سفره افطار

پای سفره افطار خدا می گوید “خب ،روزه دارها حالا وقتش شده بخواهید از من؟ درخواست کنید” یکی می گوید “آن خرما را بده” دیگری شیر و ان دیگری ظرف آش را… کسی اصلا...