خدا گل گرفت در دهان…
من در قبر یعنی
خدا دهانم را
گل گرفت
من در قبر یعنی
خدا دهانم را
گل گرفت
چادر نماز سفیدش پشت در سیاه شد! و این سیاهی چادر ارثیۀ مادرت زهراست…
و خدا زبان را حبس ابد کرد.
بزدل خیبرپشت درب خانۀ فاتح خیبر نعره می کشد. خبر دارد پیامبر علی را دعوت به صبر کرده است پس با خیال راحت جلوی خانۀ علی زنجیر پاره کرده و…
قلوبهم معک سیوفهم علیک آنان که دوستش داشتند او را کشتند و آنان که عاشقش بودن برای حسین کشته شدند
گریه بر تو راکافی دانستند کوفیان برای همین یاری ات نکردند!
یک ماه عطش به احترام تشنگی حسین بن علیو این شد که رمضان خلق شد.