خدا گل گرفت در دهان…
من در قبر یعنی
خدا دهانم را
گل گرفت
من در قبر یعنی
خدا دهانم را
گل گرفت
وقتی به یاد می آورم این همه کم محلی به خدا را احساس می کنم او ساعت ها پشت در اتاقش دو زانو نشسته و فقط برای من اشک ریخته…
روزی سرت درد می کرد برای من امروز سردرد گرفته ایی چرا؟!
نامه هایی که برای آمدنت انداختیم در چاه جمکران… رکورد نامه های کوفیان را زد…
دنیا بیمارستان بزرگی است که در آن بستری شده ایم… خوشحال باش بزودی مرخصمان خواهد کرد دکتر بخش اقای عزرائیل
کار فرهنگی شیطان نتیجه داده بود جای اشک به اهل روضه شک داشت…! . . . این را از غربت بعضی مادحین فهمیدم