خنجر ازپشت زدن
بزن رفیق!
خنجر از پشت
سزای چون منی است
که پشت کرده ام به خدا….
بزن رفیق!
خنجر از پشت
سزای چون منی است
که پشت کرده ام به خدا….
کویر سرانجام جنگلی بود که برای خدا زندگی نکرد
خدایا از تو جز تو خواستم و این یعنی هنوز نشناخته ام تو را
برای دانلود شبانه قید خواب را می زنیم ولی برای مناجات شبانه قید خدا را
هوا روشن شده بود! نگاهی کرد به ساعتش ساعت بیچاره خون بالا اورده بود از بس صدایش زده بود برای نماز صبح…
من یار مهربان نیستم ببوسیم بگزاری ام یک گوشه خاک بخورم
دل وقتی از یاد خدا خالی شد عاشق شد!