روی درب خانه ی دلم
روی درب خانه ی قلبم پر شده از این نوشته:
آمدم
نبودی
خیلی در زدم ومنتظرت شدم
رفتم
از طرف خدا
روی درب خانه ی قلبم پر شده از این نوشته:
آمدم
نبودی
خیلی در زدم ومنتظرت شدم
رفتم
از طرف خدا
سگ پشمالو قلادۀ دخترک بدحجاب را گرفته بود و در خیابان ها به این و آن نشان می داد!
فراق مجنون ساز است و الا در وصال عشق ها سقط می شوند!
مادر با هزار مکافات بچه ها را خواباند اما دوباره صدای سرفه های بابا آنها را بیدار کرد این قصه هزارویک شب مادر و بابای شیمیایی است