دهان دنیا
ناف
دهان دنیای رَحِم بود
که این دنیا بسته اند آن را
مثل دهان این دنیا
که آن دنیا بسته خواهد بود!
ناف
دهان دنیای رَحِم بود
که این دنیا بسته اند آن را
مثل دهان این دنیا
که آن دنیا بسته خواهد بود!
هوا روشن شده بود! نگاهی کرد به ساعتش ساعت بیچاره خون بالا اورده بود از بس صدایش زده بود برای نماز صبح…
پایش را کرده بود در یک کفش…! چرا که پای دیگرش را گذاشته بود در میدان مین!
هنوز می پرسم از خودم! چرا وقتی یکی میرود خانه خدا خوشحال می شویم اما وقتی میرود پیش خدا ناراحت؟
خدایا خودت را خسته نکن سه شب که هیچ سی شب دیگر هم شب قدر بود باز قدر نمی دانستیم!
دیگر برنگردید! اگر رفتید اعتکاف یعنی بمانید برای همیشه با خدا…
فرمول حل مرگ،شهادت است!