جمعه های عصرغیبت
جمعه ها
ادای وای نیامدنت را در می اوریم
و دوباره شنبه را با گناه آغاز می کنیم.
شمشیری که برای جهادیک عمر در غلاف بود پهلوی تو را شکست . . بعد از پیامبر جنگ نرفته ها و فراری های از میدان سردار جنگیدن با دختر پیامبر…
پای سفره افطار خدا می گوید “خب ،روزه دارها حالا وقتش شده بخواهید از من؟ درخواست کنید” یکی می گوید “آن خرما را بده” دیگری شیر و ان دیگری ظرف آش را… کسی اصلا…
خیانت تو انتقام خدا بود… . . . حالا کمی فهمیده ام خدا از دیدن من با غیر خودش چه زجری کشیده است!
عاشورا گفت مرا وقتی در غیبت خود را نساخته باشی ظهور را می کنی قتلگاه امام!