عسل

عسل می بینم ویادت تو می افتم
یاد شب عاشورا و
یاد ظهر شهادتت

یاد شب عاشورا و
یاد ظهر شهادتت
از آن روز که آقای گاو را پرستیدند هنوز سرش را بلند نکرده از خجالت… به این میگویند معرفت بیخود نبود پیغمبر میگفت درس از او بیاموزید
مرگ اخرین البوم ترانه هاست من توی قبر تیپ می زنم سفید دور قبر سمفونی اشک بپاست ناله و ضجه های چند زن مادروخواهر ودختر و زنم. دورتر مردها تیپ…
چادر نماز سفیدش پشت در سیاه شد! و این سیاهی چادر ارثیۀ مادرت زهراست…
وقتی به یاد می آورم این همه کم محلی به خدا را احساس می کنم او ساعت ها پشت در اتاقش دو زانو نشسته و فقط برای من اشک ریخته…
شیعه یوسف است برادرانش با او چه کردند؟!
امشب هم عده ایی آمدند پیش حسین و هم عده ایی رفتند… . . ما جزو کدام دسته ایم؟