زنجیر پاره کردن بزدل خیبر
بزدل خیبرپشت درب خانۀ
فاتح خیبر
نعره می کشد.
خبر دارد پیامبر علی را دعوت به صبر کرده است
پس با خیال راحت جلوی خانۀ علی زنجیر پاره کرده
و پهلوان بازی اش گل می کند.
این موی بیرون زده از روسری دخترکان طنابی است محکم، دور دستان ظهورت…!
کسی گفت برای آمدنش چه کنیم؟ گفتم نمی خواهد کاری کنی. فقط کاری نکن برای نیامدنش!
لطفا مرا تحریم کن عزیزم اینگونه لااقل تا پایان عمر در حال مذاکره ایم….
مدرسه هیج وقت خانه دومم نبوده است چرا که خانه ی اول من هیات است.
هنوز دعایمان بوی امتحان خدا می دهد . . چرا باید یک دنیا تردید ما را بله بگوید خدا؟!
آشغال ها را کسی دیشب نبرد! در محله شایع شده، مش کریم هم قصد کاندیداتوری دارد! رنگ نارنجی هم نمادش خواهد بود می گویند احساس تکلیف او را مصمم کرد…