غیرت یک جانباز چرا
پایش را کرده بود در یک کفش…!
چرا که پای دیگرش را
گذاشته بود در میدان مین!
پایش را کرده بود در یک کفش…!
چرا که پای دیگرش را
گذاشته بود در میدان مین!
گوشی برداشت این بار چندم بود فرشته رو به خدا کرد و گفت خط یا مشغوله یا جواب نمی ده
عمل این دنیا جهیزیه آن دنیاست!
خدایا بسوزان گناهانم را بگذار لااقل دنیا یک هلوکاست واقعی ببیند!
قید تمام رفیق ها را می زنم یا رفیق من لا رفیق له
جگرشیر دارند اینان که نماز را فرادی می خوانند خودم را لابه لای مردم قایم می کنم نعمتی است نماز جماعت هم…
این موی بیرون زده از روسری دخترکان طنابی است محکم، دور دستان ظهورت…!