غیرت یک جانباز چرا
پایش را کرده بود در یک کفش…!
چرا که پای دیگرش را
گذاشته بود در میدان مین!
پایش را کرده بود در یک کفش…!
چرا که پای دیگرش را
گذاشته بود در میدان مین!
کسی دوستم داشتدیگر ندارد. به درک مال همین جاهاست!
و آدم از میوه ممنوعه میل کرد! حالا باید دفع می شد! در بهشت گشت! گفتند بهشت جای این کارها نیست به زمین برو! دنیا خلق شد!
روی درب خانه ی قلبم پر شده از این نوشته: آمدم نبودی خیلی در زدم ومنتظرت شدم رفتم از طرف خدا
نماز جماعت تجمع اعتراض آمیز در حمایت از خداست!
تو یادت نیست ولی من خوب یادم هست . . . برای با تو بودن دلی را به دریا زدم که از آب هم وحشت داشت.
دخترکان روی دوچرخه و موتور خاطره جمل را زنده می کنند!!