دل بستن
دل بستن به این و آن
حماقت تکراری من است.
.
.
.
بعد تو فهمیدم
nدل برای کندن بنا شده استn
نه بستن!
دل بستن به این و آن
حماقت تکراری من است.
بعد تو فهمیدم
با رفتن خدا زندگی اش شد جور دیگری دیروز بغلی اش را فروخت امروز بغلش را
فرشتگان ابلیس را از خود می دانستند. عجیب نیست که تو را فرشته می دانستم
یک عمر زور زدم تا کسی نشکند مراامروز صبح ایینه کاری های حرم چه ساده شکستند مرا….
دلی که قرار بود خانۀ خدا باشد کوبیدیم و چند واحده فاحشه خانه ساختیم!
راهپیمایی قدس کف کار است روزی حتی انتقام این مرگ بر اسراییل را که با زبان روزه گفتیم از انها خواهیم گرفت غزه که جای خود دارد
عشق مان یک ساله شد و چه زود گذشت این یک سال.آن روزها، برای ادامه ی درس، مجبور به سفر شدم.نمی دانستم دوام می آورم یا نه اما ناگزیر باید…