لاف زدن
کوفیان در یاری از امام “لاف” می زدند
این را فقط کمی دیر فهمیدند
یعنی درست زمانی که
تنی بود از امام اما سری نه…!
کوفیان در یاری از امام “لاف” می زدند
این را فقط کمی دیر فهمیدند
یعنی درست زمانی که
تنی بود از امام اما سری نه…!
للأخ السّدید و الولیّ الرّشید الشیخ المفید…. أما بعد… ما هم اگر مفید بودیم لابد برایمان نامه می نوشتی…
گازش زده بودند و رها گوشه ایی افتاده بود داستان این سیب گاز خورده داستان تلخ دختر همسایه است.
احساس های خوب مرا با خودت بردیحالا من ماندم و یک دنیا تنفر!
و خدا زبان را حبس ابد کرد.
چه بد که هنوز تو را به گنبد و گلدسته می شناسم کاش بیش از اینها معرفت داشتم
روی درب خانه ی قلبم پر شده از این نوشته: آمدم نبودی خیلی در زدم ومنتظرت شدم رفتم از طرف خدا