زندانی سیاسی
و
خدا
زبان را
حبس ابد کرد.
و
خدا
زبان را
حبس ابد کرد.
پسرکانی می بینم که تا دیروز کبوتر باز بودند و سگ باز! حالا این روزها دختربازی می کنند! چه بی ارزش شدند این دخترکها…!
دنیا بیمارستان بزرگی است که در آن بستری شده ایم… خوشحال باش بزودی مرخصمان خواهد کرد دکتر بخش اقای عزرائیل
آشغال ها را کسی دیشب نبرد! در محله شایع شده، مش کریم هم قصد کاندیداتوری دارد! رنگ نارنجی هم نمادش خواهد بود می گویند احساس تکلیف او را مصمم کرد…
همان هفته ایی که مسئولین با چفیه عکس می گیرند و صدا و سیما هزار باره فیلمهای تکراری را تکرار هفته دفاع مقدس می گویند!!
هوا روشن شده بود! نگاهی کرد به ساعتش ساعت بیچاره خون بالا اورده بود از بس صدایش زده بود برای نماز صبح…