خاطره ی مسجد کوفه
مسجد کوفه
نماز را به جماعت خواندم …..
امام جماعت که بود را نمی دانم ….
فقط می دانم کل نماز
تمام حواسم
پی ِ محراب ِ طلا گرفته ی خـــــــــــــــآلی از علی …….
حتی یزید به حجاب زنش حساس بود اما تو…؟!
“بازی تمام شد” اولین جمله ای است که بعد از مرگ خواهم شنید!
صدای شیطان را شنیدم آنگاه که می گفت اخلاص نداری! چه سود دارد ریاکار و قصدش این بود ترک عمل!
دست کم گرفتم گناهان کوچک را. و امروز که در گناهان کبیره می سوزم. تازه دوزاری افتاد که گناه صغیره سکوی پرتاب گناه کبیره است.
المغضوب علیهم و لا الضالین خانه نشین کردند صراط المستقیم را سوره حمد یک عمر روضه خوانی خداست بر علی و اولادش!