تنهایی
بی تو بودن را تنهایی می گویند
بی تو بودن را تنهایی می گویند
این موی بیرون زده از روسری دخترکان طنابی است محکم، دور دستان ظهورت…!
گوشی برداشت این بار چندم بود فرشته رو به خدا کرد و گفت خط یا مشغوله یا جواب نمی ده
پرسید سعادت چیست؟ دیدم جوابی جز شهادت نیست!
و خدا زبان را حبس ابد کرد.
مامایی که هنگام تولد و پا نهادن به ان دنیا سراغمان می آید را عزرائیل گویند
آقای مادر! همان دخترک نازی را که شبها با عروسک باربی به رختخواب میفرستادی! حالا شده عروسک باربی رختخواب این و آن!