علامت سوال قبر
قبرها
مثل علامت تعجب اند برای من!
و من برای قبرها مثل علامت سوال!
روی خودم تم دین و بندگی نصب کرده ام اما سیستم عامل زندگی ام هنوز همان هوی و هوس است
کویر سرانجام جنگلی بود که برای خدا زندگی نکرد
خیابانها را چراغانی و دل را لجن مالی کردیم برایت و طلبکارانه گفتیم “چرا نمی آیی؟” پی نوشت: به مناسبت نیمه شعبان
من جای بنده شدن بندال این و ان شدم خدا…!
و حسین هر روز به عاشورای دلم می اید تا نصحیت کند مرا ولی هوس ها و شهواتم همهمه می کنند تا صدای او را نشنوم درست عین کوفیان
مادر با هزار مکافات بچه ها را خواباند اما دوباره صدای سرفه های بابا آنها را بیدار کرد این قصه هزارویک شب مادر و بابای شیمیایی است