او آمد | حضرت عاشورا | ریزنوشت
حر شدن گناه کاران
راه ظهورت را بستم
باشد قبول اما
خدا را چه دیدی شاید قرار است حر تو باشم!
راه ظهورت را بستم
باشد قبول اما
خدا را چه دیدی شاید قرار است حر تو باشم!
حال و نشاطم صرف گناه شد خمیازه هایم سهم خدا
مسجد کوفه نماز را به جماعت خواندم ….. امام جماعت که بود را نمی دانم …. فقط می دانم کل نماز تمام حواسم پی ِ محراب ِ طلا گرفته ی…
آنکه به حسین دست بیعت نداد با شست پای حجاج ثقفی بیعت می کند . . عبدالله بن عمر نشویم!
دیگر برنگردید! اگر رفتید اعتکاف یعنی بمانید برای همیشه با خدا…