او آمد | حضرت عاشورا | ریزنوشت
حر شدن گناه کاران
راه ظهورت را بستم
باشد قبول اما
خدا را چه دیدی شاید قرار است حر تو باشم!
راه ظهورت را بستم
باشد قبول اما
خدا را چه دیدی شاید قرار است حر تو باشم!
قرآن خاکی بر طاقچه… یاد آن روزها افتاد که بر نیزه ها بود….!
از سرسبزی قبرستان ها فهمیدم ادم ها بعد از مرگشان مفیدترند!
از آن روز که آقای گاو را پرستیدند هنوز سرش را بلند نکرده از خجالت… به این میگویند معرفت بیخود نبود پیغمبر میگفت درس از او بیاموزید
یک ماه عطش به احترام تشنگی حسین بن علیو این شد که رمضان خلق شد.