از ندبه تا دعا ندبه
یک صبح جمعه بر شما ندبه نکردم
بر من هزاران ندبه کردی ای امامم!
بدان چرا عاشقت شدم عاشق شدم تا برای خدا قربانی ات کنم! . هرشب در من مرور می شود داستان های اسماعیل و ابراهیم
خدا می رود از دل و به افسردگی می گوید برو جای من!
مزه ارتباط به پنهانی بودنش است این را از امر به نماز شب فهمیده ام!
راه ظهورت را بستم باشد قبول اما خدا را چه دیدی شاید قرار است حر تو باشم!
چادر نماز سفیدش پشت در سیاه شد! و این سیاهی چادر ارثیۀ مادرت زهراست…
زیارتگاه فاطمه قتلگاه شهدای احد بودو این یعنی بانی راهیان نور هم زهراست.