سعادت و کمال انسانی
پرسید
سعادت چیست؟
دیدم جوابی
جز شهادت نیست!
پرسید
سعادت چیست؟
دیدم جوابی
جز شهادت نیست!
ترکیب اصلی خواسته هایم را نوشتم خدا نیمکت نشین شد!
جای علم دنبال درس رفتم! خسر انسان لفی خسر منم!
مگر از حسینیه های کوفه برای حسین نامه ننوشتن؟ همه مساجد شهر نامه دادند!حتی بچه های مسجد کوفه… مگر عاشقان اهل بیت،محبان حسین،محبان علی دست به قلم نشدند؟ پس ۱۸ هزار…
خیلی ها کشیدند کنار از عاشورا می گفتند “هم حسین هم یزید هر دو دچار افراط و تفریط شده اند باید معتدل و میانه رو بود مثل ما…” همان ها…
خدایا تملق و چاپلوسی که باید خرج تو می شد پای این مدیر و آن مسئول تلف شد!