کبوتر باکبوتر،باز با باز
گذشت آن روزها که می گفتند
کبوترباکبوتر،باز با باز!
حالا کبوتر با گنبد طلای رضاست و
باز ما تنها!
گذشت آن روزها که می گفتند
کبوترباکبوتر،باز با باز!
حالا کبوتر با گنبد طلای رضاست و
باز ما تنها!
خیلی ها کشیدند کنار از عاشورا می گفتند “هم حسین هم یزید هر دو دچار افراط و تفریط شده اند باید معتدل و میانه رو بود مثل ما…” همان ها…
للأخ السّدید و الولیّ الرّشید الشیخ المفید…. أما بعد… ما هم اگر مفید بودیم لابد برایمان نامه می نوشتی…
جهت اطلاع اینانکه در مجلس سیدالشهدا قلاده به گردن می زنند بگویم یزید سگ باز بود عزیزم اشتباه گرفتی!
حسین تنها ایستاد وسط معرکه تا همه بدانند حق همیشه تنها است اما این دلیل نمی شود بر یاری نکردنش
مادر با هزار مکافات بچه ها را خواباند اما دوباره صدای سرفه های بابا آنها را بیدار کرد این قصه هزارویک شب مادر و بابای شیمیایی است
دردها ومشکلات واسطه بین ما و خدا هستند. هرچه بیشتر رفت و آمدمان درب خانه اش بیشتر..