بازی بانماز یا نماز بازی
صفوف فشرده و بهم پیوسته نماز را کودکی بهم زده بود
درازکش با مهر بازی می کرد
و ما با نماز بازی می کردیم
صفوف فشرده و بهم پیوسته نماز را کودکی بهم زده بود
درازکش با مهر بازی می کرد
و ما با نماز بازی می کردیم
کسی گفت برای آمدنش چه کنیم؟ گفتم نمی خواهد کاری کنی. فقط کاری نکن برای نیامدنش!
هنوز حاضر نیستم از خوابم برای رسیدن به تو بزنم! و ثابت کرد به من این را چهل صبح دعای عهد
گازش زده بودند و رها گوشه ایی افتاده بود داستان این سیب گاز خورده داستان تلخ دختر همسایه است.
حرم تو بوی سیب می دهد و هیات بعضی اقایان بوی دوسیب!
چادر نماز سفیدش پشت در سیاه شد! و این سیاهی چادر ارثیۀ مادرت زهراست…