از سحر تا سحری
خدایا
از خوبان درگاهت “سحر” فوت نمی شود
از من “سحری”…
این “یا”ی سرنوشت ساز را بگیر!
خدایا
از خوبان درگاهت “سحر” فوت نمی شود
از من “سحری”…
این “یا”ی سرنوشت ساز را بگیر!
دست کم گرفتم گناهان کوچک را. و امروز که در گناهان کبیره می سوزم. تازه دوزاری افتاد که گناه صغیره سکوی پرتاب گناه کبیره است.
قبرها مثل علامت تعجب اند برای من! و من برای قبرها مثل علامت سوال!
مرگ اخرین البوم ترانه هاست من توی قبر تیپ می زنم سفید دور قبر سمفونی اشک بپاست ناله و ضجه های چند زن مادروخواهر ودختر و زنم. دورتر مردها تیپ…
آتش جهنم برای سوختن کثافاتی است که یک عمر جمع کرده ایم!!!
زن بی حجاب یعنی پدر و برادر و همسرش او را به مزایده گذاشته اند!
و آدم از میوه ممنوعه میل کرد! حالا باید دفع می شد! در بهشت گشت! گفتند بهشت جای این کارها نیست به زمین برو! دنیا خلق شد!