من و شما

توصیه ها

  • به خدا دین ما،دین منطق وعقله

    شب جمعه ی گذشته بود ساعت حدودا یک نصف شب بود رفته بودم گلستان شهداء قدم میزدم که دیدم چندتا خانم باوضعیت حجابی فوق العاده زننده وارد گلستان شدند انگار همه نگاها سمت این چند خانم جذب شده باشه همه برگشتند طرف اینها هرکی ازبغلشون رد میشد فقط بلد بود عین فولکسی که چشماش زده…

  • بازم شروع شد

    رفته بودم پیرایشگاه تااومد نوبت من بشه آقای آرایشگر ازلج ما بحث سیاسی پیش کشید بایکی از اینایی که داشت موهاشون راکوتاه میکرد زیرلب گفتم بسم الله شروع شد…. داشت میگفت حاجی به کی رای میدی گفت من رای نمیدم چون برای من هیچ فرقی نداره بعدشم اونا هرکیا بخوان ازصندوق بیرون میکشند گفت خوب…