دانلود اسناد لانه جاسوسی آمریکا
جلد اول جلد دوم جلد سوم جلد چهارم جلد پنجم جلد ششم جلد هفتم جلد هشتم جلد نهم جلد دهم جلد یازدهم
جامعه
جلد اول جلد دوم جلد سوم جلد چهارم جلد پنجم جلد ششم جلد هفتم جلد هشتم جلد نهم جلد دهم جلد یازدهم
هشتمین رئیس جمهور خادم امام رضا (علیه السلام) بود سالها برایش نوکری کرد و در شب میلاد اربابش به او پیوست .
همه چشم ها نگرانیک شب قبل از پرواز امام از پاریسآیا امام به سلامت میرسند به تهرانچه میشود !!!که خدا بیامرزد پدربزرگ را تفالی زد بر حافظ و آمد :.ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهیدر فکرت تو پنهان صد حکمت الهی.بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظمملک آن توست و خاتمفرمای هر چه خواهی
مردم منطقه فین کاشان، در سال ۱۱۳ هجری، قاصدی را به نام “عامر بن ناصر فینی” به مدینه نزد امام محمد باقر(ع) فرستادند و از آن امام، درخواست تعیین مرجعی برای شیعیان این منطقه کردند. امام(ع)، فرزند خود سلطان علی، برادر امام جعفر صادق(ع) را رهسپار ایران و شهر کاشان کردند. امامزاده علی بن محمد…
سید امیر احمد (شاه چراغ) به اتفاق جمع کثیری از برادرزادگان و دوستان، به قصد زیارت حضرت رضاعلیه السّلام از حجاز به سمت طوس حرکت نمودند. در بین راه نیز جمع کثیری از شیعیان به ایشان ملحق میشدند به نزدیک شیراز که رسیدند، تقریباً یک قافله پانزده هزار نفری تشکیل شده بود. مأمورین و حکّام…
مسجد آدم کش در شهرری ! در نزدیکى ابن بابویه مسجدی بود که معروف شده بود به مسجد آدم کش،هر کس اگر شب در مسجد می ماند ، فردا جنازه او را از آن مسجد می اوردند و به این سبب کسی از مردم ری شب در آن بیتوته نمی کرد.غریبهها از آنجا که مطلع…
تصورش هم زنده به گورم میکند..هوایِ داغِ جنوب..لباسِ تنگ، چسبان و پلاستیکیِ، غواصی..درست تا زیرلبت را محکم پوشانده..دست و پاهای بسته..دراز به دراز، کنارِ رفقایِ جوان، زخمی و ترسیده ات..نمیدانی چه میشود.. تیر خلاص یا شکنجه در اردوگاه..؟؟! اما.. صدای بلدوزر، وحشت را در نفست به بازی میگیرد..ترس.. چشمهای مادر.. دستهای پدر.. زبان درازی های…
انگار همین دیروز بود که بااو آشنا شده بودم چقدر زود گذشت هشت سال دوستی و رفاقت جانانه دقیقا هشت سال قبل اولای مهر بود که با او آشنا شدم اولین تجربه ی رفاقت توی یک شهر غریبی که تازه به آن مسافرت کرده بود خیلی از تریپ او خوشم اومد، انگار افکار همدیگه را…
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲) ۱۹. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى کنید؟…
هنوز مدت کوتاهی از مداحیه سخیف نوار مغز سرم نگذشته که دوباره انسانی خالی از شعور که اسم خود رامداح گذاشته شعری خوانده بانام رقاصم رقاصم رقاصه عباسم البته باید گفت نمیگفتی هم رقاصه ام همه با سبک های بیخودت با حرکات دانسیت میفهمیدن رقاصه ای!!!وبسیار خوشحالیم که خودش فهمید درحد اسم مداح هم نیست…