من ویک دنیا تنفر
احساس های خوب مرا با خودت بردیحالا من ماندم و یک دنیا تنفر!
مامایی که هنگام تولد و پا نهادن به ان دنیا سراغمان می آید را عزرائیل گویند
کنجکاوی مرا به کجاها که نکشاند؟ برای دیدن عفو ودریای رحمتت تن به گنه دادم!
تا تکلیف روشن شود برای که می تپد این دل … باید اول “نوار قلب” بگیری…! برای دوستی با…
دنیا، قبرستان آرزوهاست!
خدا دنیا را پر از ادم کرد تا بگردی و بچشی و ببینی جای رابطه با او را هیچ کس پر نخواهد کرد.
خیانت تو انتقام خدا بود… . . . حالا کمی فهمیده ام خدا از دیدن من با غیر خودش چه زجری کشیده است!