عذاب گریه کنان
گریه بر تو راکافی دانستند کوفیان
برای همین یاری ات نکردند!
گریه بر تو راکافی دانستند کوفیان
برای همین یاری ات نکردند!
سلام به آقایی که امروز سراغ همه را گرفت اما کسی سراغش را…!
و آدم از میوه ممنوعه میل کرد! حالا باید دفع می شد! در بهشت گشت! گفتند بهشت جای این کارها نیست به زمین برو! دنیا خلق شد!
او خواهد آمد و کوفه را پایتختش قرار می دهد تا پایانی باشد بر سفر بی پایان حسین…
صدا زدند! او ظهور کرده است و بسوی قدس راهی! نمی آیی؟ گفتم چرا ولی بعد از قضای نمازهای نخوانده ام و بعد ادای حق الناسی که گردنم است و…
دارم تحت برنامه زندگی می کنم همین امروز خدا چند قرار برایم تدارک دیده بود و من فقط در برخوردها ادای اختیار داشتن در می آوردم! بازی هر روزم همین شده…
“بازی تمام شد” اولین جمله ای است که بعد از مرگ خواهم شنید!