منــذِرون

منــذِرون

وضو نداری برای چی اومدی تو وبلاگم
.
.
من با وضو نوشتم ، تو هم با وضو ببین
تنبیه بی وضو:سه صلوات نقد بفرست
.
مااهلکنا من قریه الالها منذرون





۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مادر» ثبت شده است

فاطمیه ها
یاداور این است
که چقدر از فاطمه و مرام او دوریم
فاطمیه
فصل قضاوت است
فصل حکم به اینکه
من کجا هستم و
فاطمه کجا؟
.
.
.
سلام مادر خوبم ؛سرم فدای سرت
شریک داغ شماییم در غم پدرت
عزا رسیده به پایان میان مردم شهر
کسی نگفت چه آمد سر تو پسرت
 
مــنذِرون ...

چهارشنبه سوری اهل سقیفه بود

اتش زدن خانه زهرا....

مــنذِرون ...

بی مادرها

با زدن تو

به تمام مادرها

جسارت کردند.

مــنذِرون ...

آقای مادر!

همان دخترک نازی را

که شبها با عروسک باربی به رختخواب میفرستادی!

حالا شده عروسک باربی رختخواب این و آن!

مــنذِرون ...

شاید این دنیا رحم مادر آن دنیایمان باشد

مــنذِرون ...

مرگ اخرین البوم ترانه هاست

من توی قبر تیپ می زنم سفید

دور قبر سمفونی اشک بپاست

ناله و ضجه های چند زن مادروخواهر ودختر و زنم.

دورتر مردها تیپ می زنند سیاه

باز توی قبر را ببین غلغله بپاست

فاتحه ،ذکر تلقین پیرمرد ،لحد و بیل

صحنه های ماندگار اخرین البوم ترانه هاست

مــنذِرون ...