شب جمعه ی گذشته بود

ساعت حدودا یک نصف شب بود

رفته بودم گلستان شهداء قدم میزدم که دیدم چندتا خانم باوضعیت حجابی فوق العاده زننده وارد گلستان شدند انگار همه نگاها سمت این چند خانم جذب شده باشه همه برگشتند طرف اینها

هرکی ازبغلشون رد میشد فقط بلد بود عین فولکسی که چشماش زده بیرون نگاهش را به اینها بدوزه

انگار مثل شهیدا که خاک شده بودن نهی از منکر هم خاک شده بود

همه فقط بلد بودن نگاه کنند

تااینکه...